تیپا(آکادمی پردازش فناوری بین‌المللی)( Academy Processing International Technology )
تیپا(آکادمی پردازش فناوری بین‌المللی)( Academy Processing International Technology )

تیپا(آکادمی پردازش فناوری بین‌المللی)( Academy Processing International Technology )

(Integrated Online Processing Logistics)Tipa

دانلود مبانی نظری روانشناسی در مورد ویژگی های شخصیت


مبانی نظری روانشناسی در مورد ویژگی های شخصیت

مبانی نظری روانشناسی در مورد ویژگی های شخصیت

دانلود مبانی نظری روانشناسی در مورد ویژگی های شخصیت

مبانی نظری روانشناسی در مورد ویژگی های شخصیت
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 24 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 20

توضیحات :

مبانی نظری روانشناسی در مورد ویژگی های شخصیت در 20 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

این فایل که به صورت ورد در بیست ص تهیه شده است و در قالب برنامه ورد قابل ویرایش می باشد ، فونتهای به کار رفته در فایل فونتهای رایج فارسی می باشد.

 

بخشی از متن:

به نام خدا

پایان نامه روانشناسی در مورد ویژگی های شخصیت

  1. ویژگی های شخصیتی
    1. تعریف شخصیت

لغت شخصیت در زبان لاتین (personalite) و در زبان انگلوساکسون (personality) خوانده می‌شود، ریشه در کلمه لاتین (Persona) دارد (شاملو، 1388). این کلمه به نقابی اشاره دارد که هنرپیشه‌ها در نمایش استفاده می‌کردند. پرسونا (نقاب) به ظاهر بیرونی، ظاهر علنی که افراد به دور و بر خود نشان می‌دهند اشاره دارد؛ بنابراین بر اساس ریشه شخصیت، شخصیت به ویژگی‌های بیرونی و قابل رویت ما اشاره دارد؛ اما شخصیت تنها به نقابی که بر چهره می‌زنیم و نقشی که بازی می‌کنیم اشاره ندارد. هنگامی که از شخصیت سخن می‌گوییم ویژگی‌های متعدد فرد، کلیت یا مجموعه خصوصیات گوناگون که از صفات جسمانی فراتر می‌رود را به حساب می‌آوریم. این واژه تعداد زیادی از خصوصیات ذهنی و هیجانی را در بر می‌گیرد، خصوصیاتی که ممکن است نتوانیم مستقیماً آن‌ها را ببینیم و فرد شاید سعی کند آن‌ها را از ما مخفی کند، یا شاید ما از دیگران مخفی کنیم (شولتز و شولتز، 2005، ترجمه سید محمدی،1392).

شخصیت را بر مبنای صفت بارز، یا مسلط یا شاخص فرد نیز تعریف کرده‌اند و بر این اساس است که افراد را داری شخصیت برون گرا، یا درون‌گرا یا پرخاشگر و امثال آن می‌دانند. در واقع چنین فرض می‌شود که در شرایط مختلف، حالت بارز یکی، پرخاشگری و دیگری، درون‌گرایی است. این‌گونه برداشت از شخصیت، در محدوده تیپ‌شناسی می‌گنجد (شاملو، 1388).

آلپورت شخصیت را به این صورت تعریف کرد «شخصیت ساختاری پویا درون فرد متشکل از سیستم‌های روانی- جسمانی است که رفتار و افکار مشخصه او را تعیین می‌کنند» (شولتز و شولتز، 2005، ترجمه سید محمدی، 1392).

شلدون[1] پویا بودن شخصیت را در تعریف خود مطرح نموده و چنین عنوان می‌کند: «سازمان یافتگی پویشی جنبه‌های ادراکی، عاطفی، انگیزشی و بدنی فرد را شخصیت گویند» (سیاسی، 1390).

گیلفورد[2] (1959) شخصیت را بدین گونه تعریف کرده است، شخصیت عبارت است از: الگوی منحصربه‌فرد صفات شخصیتی است. درحالی‌که ریموند کتل[3] (1950)، شخصیت را این‌گونه تعریف کرده است. شخصیت امکان پیش‌بینی آنچه را که فرد در موقعیتی خاص انجام خواهد داد، فراهم می‌کند (راس[4]، 1992؛ ترجمه جمالفر، 1386).

  1. نظریه‌های شخصیت
    1. دیدگاه روان پویایی

از دیدگاه فروید، روان یا شخصیت انسان به مثابه‌ی تکه یخ قطبی بسیار بزرگی است که تنها قسمت کوچکی از آن آشکار است؛ این قسمت، سطح آگاه را تشکیل می‌دهد. بخش عمده دیگر آن زیر آب است که ناخودآگاه را تشکیل می‌دهد. بخش ناخودآگاه، جهان گسترده‌ای از خواسته‌ها، تمایلات، انگیزه‌ها و عقاید سرکوب شده است که انسان از آن‌ها آگاهی ندارد. در حقیقت، تعیین‌کننده اصلی رفتاره ای بشر، همین عوامل ناخودآگاه او هستند که از سه قسمت عمده تشکیل می‌شوند: نهاد، خود و فرا خود. این سه عنصر اساسی شخصیت همواره و به صورتی متقابل بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند؛ اما از لحاظ ساختار، کنش، عناصر تشکیل‌دهنده و پویایی، به طرز مشخصی با یکدیگر تفاوت دارند. از نظر فروید، رفتار یا روان یا شخصیت انسان، همیشه محصول ارتباط متقابل متداول وی ا متعارض این سه عامل است (شاملو، 1388).

نهاد. فروید اعتقاد داشت که نهاد بخشی از شخصیت انسان است که با خود انسان زاده می‌شود. اساس ذاتی ساختار فوق در غرایزی است که منشأ زیستی دارد. دو بخش دیگر شخصیت سرانجام از نهاد ناشی می‌شوند. نهاد دربردارنده همه انرژی‌های زیست مایه ای و روان‌شناختی است؛ بنابراین نهاد منبع و منشأ تمام انگیزه‌ها محسوب می‌شود و کاملاً ناهشیارنه است (راس،1992؛ جمالفر، 1386). نهاد بر اساس اصل لذت عمل می‌کند، یعنی دریافت لذت و دوری از رنج. به این طریق، نهاد در پی ارضای کامل و فوری است. نهاد نمی‌تواند نومیدی را تحمل کند و از معنیات آزاد است. به واقعیت وقعی نمی‌نهد و می‌تواند از طریق عمل یا از طریق تخیلات به ارضاء برسد و آنچه را که خواسته است به دست آورد (پروین و جان، 2001؛ ترجمه جوادی و کدیور، 1386).

خود. فرآیند نخستین نهاد، به تنهایی نمی‌تواند تنش موجود را کاهش دهد؛ به عبارت دیگر، فقط با تصور و تخیل نمی‌توان نیازها را برطرف کرد. به همین علت، قسمتی از نهاد از آن منشعب می‌شود و به صورت پاره دوم شخصیت که «خود» نام دارد، در می‌آید. «خود» به انسان کمک می‌کند تا از تنش درونی را بکاهد و نیازهایش را بر اساس واقعیت در ارتباط با آن و با استفاده از امکانات واقعی برآورده سازد (شاملو، 1388). خود بر اساس اصل واقعیت عمل می‌کند. در سازمان‌بندی و کنترل اعمال خود از فرایندهای ثانویه استفاده می‌شود. این اعمال شناختی از قبیل ادراک، حافظه، واقعیت آزمایی، جهت‌گیری زمانی، توجه، یادگیری کنترل فعالیت حرکتی، کسب تصور ذهنی از خویشتن و تشخیص و تمیز ما بین واقعیت و خیال را در بر می‌گیرد، بخشی از خود هوشیارانه است (راس،1992؛ جمالفر، 1386).

فرا خود. «فراخود» آخرین قسمت از شخصیت انسان است که از نهاد منشعب می‌شود. در واقع نماینده درونی ارزش‌های فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی است که توسط خانواده به کودک منتقل می‌شود و جایگزینی و پایداری آن از طریق پاداش و تنیه صورت می‌گیرد. «فراخود» بخش اخلاقی شخصیت انسان است و از دو قسمت وجدان و خود ایده آل تشکیل می‌شود. وجدان بر اساس رفتاری که خانواده آن را ناپسند می‌داند و شخص را به خاطر آن تنبیه می‌کند، شکل می‌گیرد. خود ایده آل، آن نوع اعمال، افکار و عواطفی را شامل می‌شود که مورد پذیرش خانواده است، آن‌ها این موارد را تأیید می‌کنند و برای انجام آن‌ها به فرد پاداش می‌دهند. کودک به وسیله مکانیسم و تشکیلاتی به نام مکانیسم درون فکنی این ارزش‌ها را در درون خود پی می‌ریزد؛ به عبارت دیگر، معیارهای اخلاقی اولیای خود را درون‌ریزی یا درون فکنی می‌کند. در صورتی که عمل خلاف اخلاقی از شخص سر بزند، وجدان او را تنبیه می‌کند و اگر دست به عمل پسندیده‌ای بزند، خود ایده آل به او احساس غرور و سربلندی می‌دهد (شاملو، 1388).

  1. دیدگاه رفتاری

دیدگاه رفتارگرایی بر اهمیت متغیرهای محیطی یا موقعیتی رفتار تاکید می‌کند. در این دیدگاه، رفتار عبارت است از تعامل مستمر بین متغیرهای شخصی و محیطی. شرایط محیطی، رفتار را از طریق یادگیری شکل می‌دهد و رفتار به نوبه خود به محیط شکل می‌دهد. آدمی و محیط بر یکدیگر تأثیر دارند. برای اینکه بتوان دست به پیش‌بینی رفتار زد باید نحوه تعامل ویژگی‌های شخص با خصوصیات محیط را شناخت (اتکینسون و همکاران،1983، ترجمه براهنی و همکاران، 1386). این دیدگاه معتقد است که همسانی در رفتار افراد به دلیل شباهتی است که در شای محیطی موجود است و موجب برانگیختن این رفتارها می‌شود (پروین و جان، 2001؛ ترجمه جوادی و کدیور، 1386).

روان‌شناسان یادگیری-رفتاری به جای صحبت از روان‌درمانی، از اصلاح رفتار و رفتاردرمانی سخن می‌گویند و به جای حل تضادهای درونی و یا تجدید سازمان در شخصیت، رفتارهای خاصی را تغییر می‌دهند و یا اصلاح می‌کنند. چون اکثر رفتارهای مساله ساز، یاد گرفته می‌شوند، می‌توان آن‌ها را از طریق کاربرد شیوه‌هایی که بر یادگیری مبتنی است فراموش کرد و یا تغییر داد (پروین و جان، 2001؛ ترجمه جوادی و کدیور، 1386).

برخی از نظریه‌پردازان مثل واتسون رفتارگرایی صرف را مطرح نموده‌اند؛ که اصرار داشتند روان‌شناسی فقط می‌تواند رفتارهای آشکار و قابل‌مشاهده را مورد مطالعه قرار دهد. در بین آن‌ها کسانی روش‌شناختی رفتارگرایی را تجویز کردند که آن‌ها فرایندهای هیجانی و شناختی به عنوان موضوع‌های مناسب برای مطالعه شخصیت تشخیص داده‌شده‌اند (راس،1992؛ ترجمه جمالفر، 1386).

  1. دیدگاه شناختی

روان‌شناختی در سال‌های اخیر بر اساس این حقیقت نضج گرفته و رشد کرده است که انسان موجودی برخوردار از قابلیت تفکر است. در سال‌های اخیر تعدادی از نظریه‌پردازان شخصیت به آن توجه کرده‌اند و محور و مرکز اصلی نظریه خود در زمینه شخصیت قرار داده‌اند. مهم‌ترین و مشهورترین آن‌ها جورج کلی[5] روان‌شناس آمریکایی است که نظریه‌ای به نام «روانشناسی سازه‌های شخصی[6]» عرضه کرد (شاملو، 1388).

نظریه جورج کلی حول‌وحوش تصوری از انسان، همچون دانشمندی که فرضیه‌هایی در مورد ماهیت و طبیعت انسان ارائه می‌دهد و اقدام به آزمایش آن‌ها می‌کند، بنا شده است. کلی این فرضیه‌ها را به عنوان سازه‌های شخصی در نظر می گیرد که مردم برای معنی دادن به تجاربشان آن‌ها را شکل می‌دهند. نظریه کلی یک نظریه کلی یک نظریه شناختی است؛ چون سازه‌های شخصی با افکار و عقاید مردم در رابطه است. سازه‌های شخصی دارای سه نوع ویژگی هستند: 1- ویژگی دو مقوله‌ای؛ 2- ویژگی کاربرد پذیری؛ 3- ویژگی انعطاف‌پذیری. کلی معتقد است زمانی که یک سازه از ارائه معنی و مفهوم برای یک تجربه شخصی عاجز می‌ماند، هیجان‌های خاصی چون اضطراب و احساس گناه و تهدید در فرد به وجود می‌آید. کلی برای ارزیابی سازه‌های شخصی افراد، آزمون نقش خزانه سازه را تهیه کرده است؛ و برای کمک به آن‌هایی که سازه‌هایشان آن‌ها را به سوی مشکلات و ناراحتی‌ها سوق داده، روش درمان نقش ثابت را ارائه داده است (راس،1992؛ ترجمه جمالفر، 1386).

  1. دیدگاه انسان گرا

دیدگاه‌های انسان گرا بر ظرفیت به کمال رسیدن، حق انتخاب سرنوشت و خصوصیات مثبت انسانی تاکید دارند. روان‌شناسان انسان‌گرا معتقدند ما می‌توانیم با فشار روانی کنار بیاییم، زندگی خود را کنترل کنیم و به خواسته‌هایمان برسیم (سانتراک،2004؛ ترجمه فیروز بخت، 1383). بر اساس این دیدگاه، شخصیت هر فرد بر مبنای شیوه بی‌همتای او از ادراک و تفسیر جهان شکل می‌گیرد. رفتار به وسیله ادراک فرد از واقعیت کنترل می‌شود و نه به وسیله صفت‌ها، تکانه‌های ناهشیار یا پاداش‌ها و تنبیه‌ها (هافمن و همکاران،1997، ترجمه بحیرایی و همکاران، 1386).

کارل راجرز به عنوان پیشگام و سردمدار در مطالعه شخصیت، رویکرد انسان‌گرایی را به کار می‌بندد (راس،1992؛ ترجمه جمالفر، 1386). در نظریه راجرز، دو مفهوم ثبات خویشتن و هماهنگی خویشتن بیشتر از مفهوم خود شکوفایی مورد توجه امور شخصیت قرارگرفته است. ثبات خویشتن عبارت است از نبود تعارض بین ادراکات مختلف از خویشتن. هماهنگی خویشتن هم یعنی تجانس؛ به عبارت دیگر، ثبات خویشتن یعنی فقدان تعارض بین ادراکات خویش و تجربه‌های واقعی زندگی. راجرز معتقد است که موجود زنده رفتارهایی را اختیار می‌کند که با ادراک او از خویشتن خود با ناهماهنگی مواجه می‌شود. اضطراب نتیجه ناهماهنگی و تعارض بین تجربه‌های واقعی و ادراک و پندار شخص از خویشتن است. موجود انسان همواره برای نگهداری و تداوم خود پنداره خویش در تلاش است و اگر بین تجربه‌های زندگی و مفهومی که او از خویشتن دارد تضادی احساس کند، از خود واکنش دفاعی نشان می‌دهد (شاملو، 1388).

  1. دیدگاه‌های صفات

فرض اساسی دیدگاه صفات این است که انسان دارای آمادگی‌های گسترده‌ای است که صفات نام دارد و به طرق خاصی به محرک‌ها پاسخ می‌دهد؛ به عبارت دیگر انسان را می‌توان از نظر احتمال رفتار، احساسات و تفکر آن‌ها به طریقی خاص توصیف کرد. اگرچه نظریه‌پردازان صفات در مورد نحوه ایجاد صفاتی که شخصیت انسان را می‌سازد از یکدیگر متفاوت‌اند، همه آن‌ها در این امر توافق دارند که صفات، عنصر اصلی شخصیت انسان را تشکیل می‌دهد. به علاوه نظریه‌پردازان صفات توافق دارند که رفتار انسان و شخصیت وی را می‌توان در یک سلسله‌مراتب سازمان‌دهی کرد (پروین و جان، 2001، ترجمه جوادی و کدیور، 1386). در ادامه توصیفی از نظریه‌های صفات در شخصیت مانند نظریه آلپورت، آیزنک، کتل و مدل پنج عاملی شخصیت رابرت مک کری و پل کاستا داده شده است:

  1. نظریه گوردن آلپورت

آلپورت شخصیت را آمادگی‌هایی برای پاسخ دادن به شیوه یکسان یا مشابه به محرک‌های مختلف در نظر داشت؛ به عبارت دیگر، صفات شیوه‌های باثبات و بادوام واکنش نشان دادن به محیط هستند (شولتز، شولتز، 2005، ترجمه، سید محمدی، 1392).

آلپورت در فرهنگ کامل صفات خود، بیش از 4500 صفت شخصیتی را بر می‌شمرد. او برای سامان دادن اصطلاحات مختلفی که برای توصیف شخصیت می‌شد، صفات شخصیتی را به سه دسته اصلی تقسیم کرد:

  • صفات اصلی: صفات اصلی از صفات دیگر قویی‌تر و غالب‌ترند. این صفات بر شخصیت آدم‌ها سایه می‌افکنند؛ اما به نظر الپورت، عده کمی از آدم‌ها عملاً واجد صفات اصلی هستند.
  • صفات مرکزی: این صفات نیز کم هستند. آلپورت معتقد بود مردم 6 تا 12 صفت مرکزی دارند. مثلاً شخص می‌تواند آدم مهربان، شوخ‌طبع، شلخته یا حسرت‌خوری باشد.
  • صفات ثانویه: صفات ثانویه هم تعداد معینی دارند ولی در شناخت شخصیت، از همه کم اهمیت‌ترند. این صفات، نگرش‌ها و ترجیحات خاصی مثل سلایق غذایی یا موسیقایی را پوشش می‌دهند (سانتراک، 2004، ترجمه فیروز بخت، 1383).
    1. نظریه ریموند کتل

کتل صفات را به صورت گرایش‌های نسبتاً دایمی واکنش نشان دادن که واحدهای ساختاری بنیادی شخصیت هستند، تعریف کرد. او صفات را به چند طریق طبقه‌بندی کرد: صفات مشترک و صفات منحصربه‌فرد؛ صفات توانشی، خلقی و پویشی؛ صفات سطحی و عمقی؛ صفات سرشتی و صفات محیط ساخته (شولتز، شولتز، 2005، ترجمه سید محمدی، 1392).

صفات مشترک و منحصر به فرد: صفت مشترک[7]، صفتی است که هر کس تا اندازه‌ای از آن برخوردار است. هوش، برون‌گرایی و معاشرتی بودن نمونه‌هایی از صفات مشترک هستند. هرکسی از این صفات برخوردار است ولی برخی افراد بیشتر از دیگران از آن‌ها برخوردارند. صفات منحصربه‌فرد[8] یعنی آن جنبه‌های شخصیت که تعداد معدودی از افراد دیگر در آن سهیم هستند (شولتز، شولتز، 2005، ترجمه سید محمدی، 1392).

 


[1]- Sheldon, A

[2]- Guilford, J. P

[3]-Cattel, R

[4]- Ross, A

[5]- George A. Kelly

[6] -Psychology of Personal Construct

[7]- Common trait

[8]- Unique traits

 

فهرست مطالب:

2-1. ویژگی های شخصیتی
2-3-1. تعریف شخصیت
2-3-2. نظریه‌های شخصیت
2-3-2-1. دیدگاه روان پویایی
2-3-2-2. دیدگاه رفتاری
2-3-2-3. دیدگاه شناختی
2-3-2-4. دیدگاه انسان گرا
2-3-2-5. دیدگاه‌های صفات
2-3-2-5-1. نظریه گوردن آلپورت
2-3-2-5-2. نظریه ریموند کتل
2-3-2-5-3. نظریه سه عاملی هانس آیزنک
2-3-2-5-4. نظریه رابرت مک کری و پل کاستا: مدل پنج عاملی
2-3-2-5-4-1. الگوی نظری فرضی برای پنج عامل اصلی
2-3-2-5-4-2. ثبات بین فرهنگی مدل پنج عاملی
2-3-2-5-4-3. ثبات و تغییر در شخصیت
2-3-2-5-4-4. کاربردهای این الگو
منابع

دانلود مبانی نظری روانشناسی در مورد ویژگی های شخصیت

دانلود مبانی نظری پیشینه نظری خود کنترلی در روانشناسی در 31 صفحه


دانلود مبانی نظری پیشینه نظری خود کنترلی در روانشناسی در 31 صفحه

دانلود مبانی نظری پیشینه نظری خود کنترلی در روانشناسی در 31 صفحه

دانلود دانلود مبانی نظری پیشینه نظری خود کنترلی در روانشناسی در 31 صفحه

دانلود مبانی نظری پیشینه نظری خود کنترلی در روانشناسی در 31 صفحه
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 67 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 31

توضیحات :

دانلود مبانی نظری پیشینه نظری خود کنترلی در روانشناسی در 31 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

خود کنترلی
مفهوم خودکنترلی ، به شکل های بسیاری در سراسر تاریخ بشر ظاهر شده است. تراژدی های یونان باستان، آکنده از پنداره‎های درماندگی بشر در برابر خدایان و یا سرنوشت بود. نمایشنامه‎های شکسپیر، هم نمایشگر سرنوشت محزون از پیش تعیین شده، و هم نمایانگر اراده‎ی آزاد است. فیلسوفان، با مفهوم هسته‎ی کنترل تحت عنوان جبرگرایی در برابر اراده‎ی آزاد، دست به گریبان بوده‎اند. جامعه شناسان آن را به عنوان خودمختاری در برابر خود بیگانگی و یا ناتوانی نام برده‎اند و روانشناسان از آن به عنوان رفتارگرایی در برابر ذهن گرایی نام برده اند. نیچه ، قدرت را مهمترین پدیده روانشناختی نامیده است و آدلر در نظام روانشناسی فردی خود بیان کرده است که مبارزه کردن برای کنترل شخص بر سرنوشت خود، مهمترین انگیزش است و هر شخص بدون احساس چنین کنترلی دچار عقده‎ی حقارت، خواهد بود و ممکن است درصدد جبران بیش از حد تلاشهای خود برای رسیدن به حس کنترل یا غلبه باشد. همه‎ی اینها به عقیده‎ی ساموئل بال (1994؛ به نقل از راتر، 1966)، مبین ریشه‎های تاریخی و نظری هسته‎ی کنترل می‎باشد. با این وجود سازه‎ی خود کنترلی را نخستین بار فارز (1957؛ به نقل از راتر، 1966) و راتر (1966) به شیوه‎‎ی علمی وارد واژگان روانشناختی کردند. این سازه، در مطالعات مربوط به انگیزش، به گونه فزاینده‎ای اهمیت نظری و علمی بدست آورده است. سازه خود کنترلی ریشه در نظریه‎ی یادگیری اجتماعی دارد. در این نظریه، تقویت به عنوان تعیین کننده‎ی رفتار شناخته شده است و ادراک فرد در مورد منبع این تقویت عنصری اساسی در تعیین رفتار است. به عبارت دیگر، به عقیده‎ی راتر ادراک فرد از تقویت (پاداش یا تنبیه)، یک ویژگی دو ارزشی را به وجود می‎آورد. بدین معنی که در هر رفتاری این دو ارزش (دو قطب) نمی‎تواند با هم وجود داشته باشند. این متغیر دو قطبی خود کنترلی درونی در مقابل خود کنترلی بیرونی است.
مفهوم خودکنترلی که در سال1974توسط اشنایدر گسترش یافت، به این معنی است که یک شخص در موقعیت خود چه قدر انعطاف پذیر یا چه قدر پایدار است (کاشال و کوانت، ۲۰۰۶). اشنایدر بیان کرد، مردم در یک بحث کلی به دو دسته تقسیم می شوند: افراد با خودکنترلی بالا و افراد با خودکنترلی پایین که هر کدام ویژگی هایی دارند. برخی از افراد نسبت به موقعیت های اجتماعی حساس هستند و ظاهر خود را متناسب با موقعیت رایج تنظیم می کنند، این افراد را با خودکنترلی بالا می نامیم. در مقابل افرادی هستند با خودکنترلی پایین که تمایل دارند فکر و احساس خود را بیان نمایند، تا اینکه آن را متناسب با موقعیت سازماندهی کنند (اشنایدر، 1974).
خودکارآمدی نقش بسیار مهمی در رفتار دارد. به گونه‌ای که حتی اگر فرد نگرش‌های مثبت در مورد یک رفتار داشته باشد و انتظار تایید آن را نیز داشته باشد، در صورتی که احساس کند اجرای آن رفتار فراتر از توانایی و کنترل اوست، آن عمل را انجام نمی‌دهد. بر اساس این دیدگاه تفکیک دو نوع خود کارآمدی ضروری است. یکی به معنای عقاید و باورهای فرد درباره توانایی خود در به دست آوردن و استفاده از مواد است که به آن خودکارآمدی مصرف گویند. نوع دیگر، خودکارآمدی امتناع است که بیانگر باور فرد در مورد توانایی مقاومت در برابر فشار اجتماعی برای مصرف مواد است. بر همین اساس، اگر هم فرد قصد انجام رفتار نداشته باشد، ممکن است به دلیل فقدان مهارت‌های امتناع از فشار همسالان و عوامل اجتماعی- محیطی، اقدام به انجام رفتار پرخطر نماید. همچنین، یافته‌های پژوهشی حاکی از این است که بین خودکارآمدی و رفتارهای پرخطر در نوجوانان رابطه معناداری وجود دارد (دولان و همکاران، 2008؛ تات ، 2008؛ مک کلار و همکاران، 2008).
خودکنترلی یعنی فرد کنترل رفتارها، احساسات و غرایز خود را با وجود برانگیختن برای عمل داشته باشد. یک کودک یا نوجوان با خودکنترلی، زمانی را صرف فکرکردن به انتخاب ها و نتایج احتمالی می کند و سپس بهترین انتخاب را می کند(فرایز و هوفمن ، 2009). خودکنترلی را سالووی و همکاران (2002)، تحت عنوان کاربرد صحیح هیجان ها معرفی می نمایند و اعتقاد دارند که قدرت تنظیم احساسات موجب افزایش ظرفیت شخصی برای تسکین دادن خود، درک کردن اضطراب ها، افسردگی ها یا بی حوصلگی های متداول می شود. افرادی که به لحاظ خودکنترلی ضعیف اند، دائماً با احساس ناامیدی، افسردگی، بی علاقگی به فعالیت دست به گریبان اند، در حالی که افراد با مهارت زیاد در این زمینه با سرعت بیشتر می توانند ناملایمات را پشت سر گذاشته و میزان مشخصی از احساسات را با تفکر همراه نموده و مسیر درست اندیشه را بپیمایند (صفری، 1387).
خودکنترلی به معنی سرکوب کردن هیجانات و احساسات نیست. برعکس، خودکنترلی یعنی اینکه ما یک انتخاب برای چگونگی ابراز احساساتمان داریم و چیزی که مورد تاکید است، روش ابراز احساسات است به طوری که جریان تفکر را تسهیل کند(گلمن، 1995). از جمله فواید کنترل و تنظیم هیجانات کنترل سطوح برانگیختگی برای به حداکثر رساندن عملکرد، پشتکار داشتن، به رغم دلسردی و وسوسه، جلوگیری از واکنش مخرب در مقابل تحریک و عملکرد صحیح به رغم فشارهای وارده می باشد. ناتوانی در تنظیم هیجان حاصل از مخالفت های اجتماعی و ترس از این گونه مخالفت ها گاهی آنقدر شدید است که بر تلاشهای فرد برای انجام عمل صحیح چیره می¬شود (لین فلدنر و همکاران ، 2004).
تحقیقات نشان داده است که خودکنترلی بین عناصر تشکیل دهنده رخدادهای رفتاری با درنگ های زمانی(به تعویق انداختن کار) پلی برقرار می کند. در صورتی که بین این رخدادها، پاسخ ها و پیامدها فاصله ای نباشد یا با فاصله کمی باشد (یعنی بین رخدادهای محیطی و رفتاری که فرد انجام می دهد) احتیاجی به خودکنترلی نخواهد بود. بنابراین، سازماندهی در عرض زمان، یکی از ویژگی های مهم تعریف خودکنترلی است. کنترل رفتار خود یک تکنیک موثر برای کاهش زمان لازم جهت انجام تکلیف و افزایش زمان لازم برای رفتارهای تکلیف مدار است. بنابراین، خودکنترلی می تواند به افراد کمک کند تا زندگی بهتری داشته باشند (بیابانگرد، 1384).
از نظر پینتریچ و شانک (2002)، گرچه نظریه خودتعیین گری به عنوان نظریه ای در روانشناسی یادگیری و انگیزش به ارتباط بین خودمختاری و خودگردانی با پیشرفت و یادگیری می پردازد، اما در حوزه های دیگری مانند کار، سلامت، اخلاق و ارزشها و ارتباطات اجتماعی نیز به کار می رود. از اینرو، خودگردانی شامل مفهومی جامع و چندوجهی است که جنبه هایی چون خودگردانی در یادگیری، خودگردانی در سلامت فردی، خودگردانی در مدیریت فشارهای روانی، خودگردانی در ارتباطات، خودگردانی در اخلاق و ارزشها و ... را شامل می شود. آنچه محققان در این مقوله به آن می پردازند، خودگردانی به مفهوم کلی آن می باشد که حوزه شناختی، هیجانی و رفتاری انسان را دربر می گیرد. مفهوم مورد نظر محققان، در نظریه ها و الگوهای مختلف به تعابیر متعددی مانند خودگردانی، خودمختاری، خودتنظیمی، مدیریت خود و خودکنترلی بیان شده است. تعاریف خودکنترلی با توجه به چهارچوب های نظری مختلف، با یکدیگر متفاوت می باشد، اما بیشتر آنان بر این نکته تاکید دارند که این فرآیند، مستلزم فعال سازی و تقویت شناخت ها و رفتارهایی است که متوجه هدف مورد نظر است. ویژگی خودکنترلی به کسی گفته می شود که اهداف مشخصی دارد و رفتارهای بخصوصی را برای دستیابی به مقاصد خود در پیش می گیرد. چنین فردی بر راهبردها و اعمال خود نظارت کرده و آنها را به منظور کسب موفقیت، اصلاح و تعدیل می کند. نظارت بر خود به توجه عمدی و خود خواسته به بعضی از جنبه های رفتار دلالت دارد و اغلب، با ثبت فراوانی رفتار و شدت آن همراه است. انسانها اگر از آنچه که انجام می دهند آگاه نباشند، نمی توانند رفتار خود را تنظیم کنند. دسی و ریان بیان می کنند که سه نیاز روانشناختی ذاتی در انسان وجود دارد که زیر بنای رفتار است. این نیازها شامل نیاز به ادراک شایستگی ، خودکنترلی و تعلق و بستگی است.

و...

 

فهرست برخی از مطالب :

2-5-1 مفهوم خودکنترلی در نظریه یادگیری اجتماعی راتر
2-6 انواع کنترل و نظارت
2-6-1 کنترل پیش از عمل
2-6-2 کنترل سکانی

2-6-3 کنترل تفکیکی(بلی- خیر)
2-6-4 کنترل بعد از عمل
2-8 مراحل فرآیند خودکنترلی

2-8-1 تعیین معیار یا استاندارد
2-7 ارزیابی انواع کنترل
2-8-2 سنجش عملکرد
2-9 پیشینه عملی پژوهش
2-8-3 تشخیص انحرافات از طریق تطبیق عملکرد با استاندارد

2-8-4 انجام اقدامات اصلاحی
منابع انگلیسی

دانلود دانلود مبانی نظری پیشینه نظری خود کنترلی در روانشناسی در 31 صفحه

دانلود کاوش در مبانی روانشناسی

کاوش در مبانی روانشناسی

کاوش در مبانی روانشناسی مورد استفاده ی علاقه مندان به مباحث روانشناسی، دانشجویان رشته ی روانشناسی و دانش آموزان رشته ی علوم انسانی دوره دوم دبیرستان

دانلود کاوش در مبانی روانشناسی

روانشناسی
مبانی روانشناسی
تاریخچه روانشناسی
نظریه های کلیدی در روانشناسی
روشهای تحقیق در روانشناسی
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل pdf
حجم فایل 985 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 30

کاوش در مبانی روانشناسی 

 

مورد استفاده ی علاقه مندان به مباحث روانشناسی، دانشجویان رشته ی روانشناسی و دانش آموزان رشته ی علوم انسانی دوره دوم دبیرستان

 

 

گردآورنده و تولید کننده ی محتوا: امیر حسین البرز

 

تعداد صفحات: 30 

 

فرمت فایل فشرده: zip

 

فرمت فایل اصلی: PDF

 

قیمت: 30000 تومان 

 

 

فهرست مطالب:

 

مقدمه

 

فصل اول: تاریخچه روانشناسی

 

فصل دوم: نظریه‌های کلیدی در روانشناسی

 

فصل سوم: روش‌های تحقیق در روانشناسی

 

فصل چهارم: کاربردهای روانشناسی در زندگی روزمره

 

فصل پنجم: سلامت روان و تأثیرات آن بر جامعه

 

فصل ششم: آینده روانشناسی

 

منابع و مآخذ

 

 

 یادآوری: فایل فشرده با فرمت zip باید توسط نرم افزارها و اپلیکیشن های unzip از حالت فشرده خارج شده تا فایل اصلی با فرمت PDF قابل مشاهده و دانلود گردد.

دانلود کاوش در مبانی روانشناسی

دانلود تحقیق روانشناسی ورزش به فرمت ورد و قابل ویرایش


تحقیق روانشناسی ورزش به فرمت ورد و قابل ویرایش

تحقیق روانشناسی ورزش به فرمت ورد و قابل ویرایش

دانلود تحقیق روانشناسی ورزش به فرمت ورد و قابل ویرایش

تحقیق روانشناسی ورزش به فرمت ورد و قابل ویرایش
دسته بندی تربیت بدنی
فرمت فایل doc
حجم فایل 137 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 225

تحقیق روانشناسی ورزش به فرمت ورد و قابل ویرایش

دانلود تحقیق روانشناسی ورزش به فرمت ورد و قابل ویرایش

دانلود جزوه روانشناسی سازمانی ادگارشاین


جزوه روانشناسی سازمانی ادگارشاین

جزوه روانشناسی سازمانی ادگارشاین

دانلود جزوه روانشناسی سازمانی ادگارشاین

جزوه روانشناسی سازمانی ادگارشاین
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل pdf
حجم فایل 1086 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 50

جزوه روانشناسی سازمانی ادگارشاین

دانلود جزوه روانشناسی سازمانی ادگارشاین